آموزش مهارت های نرم مدیریت و رفتار سازمانی

خانه » منو میانی » کارآفرینی و توسعه کسب و کار » اصول مدیریت » سير تاريخي مديريت به مثابه علم
سير تاريخي مديريت به مثابه علم
management history

 اگر قرار باشد كسي به عنوان بنيانگذار علم مديريت در عصر ماشين شناخته شود اين اعتبار به احتمال زياد نصيب فردريك وينسلو تيلور ((۱۸۵۶-۱۹۱۷) ميشود. نام اين مخترع و مهندس آمريكايي را معدودي از مديران امروزي ميدانند. با اين حال شيوه هاي كار او ستون اغلب فعاليتهاي مديريتي در قرن بيستم را شكل داده است.

اساس تيلوريسم بر اين بود كه براي تحقق هر كار خاصي تنها يك “بهترين راه” وجود دارد و ميباسيت افراد را براي انجام وظيفه تعيين شده به كار گمارد و بر آنها نظارت كرد و نسبت به عملكردشان آنها را تشويق يا تنبيه نمود.

نظريه تيلور به دنبال عاري كردن كار از صفات انساني بود. او در اين راه زمينه را براي راهكارهاي توليد انبوه، كه بلافاصله بعد از مرگ وي پديد آمدند هموار كرد. پيتر دراكر در مورد او ميگويد” گناه نابخشودني او اين بود كه ادعا ميكرد براي ساختن و پيش بردن امور چيزي به عنوان مهارت وجود ندارد. تيلور مدعي بود كه همه اين كارها مثل هم هستند و ميشود آنها را مرحله به مرحله چنان تجزيه كرد كه به اعمال غير ماهرانه اي تبديل شوند كه بتوان با كنار هم قرار دادن آنها هر امري را پيش برد.”

در دوره مربوط به توليد انبوه كه محور آن تقسيم كار بود با كارگران همچون ماشين هاي بدون قوه تفكر رفتار ميشد كه ميتوانستند تا ابد كارهايي را به انجام رسانند كه به صورت ريز و دقيق از قبل براي آنها مشخص ميشد.  [اين تشبيه فيلم عصر جديد اثر چالز چاپلين را به ياد مي آورد] نقش مدير در اينجا چيزي بيشتر از آن نيست كه ايستاده و مراقب است و تذكر ميدهد و آنهايي را كه تنبلي ميكنند يا كارشان را بلد نيستند، فورا بيرون ميكند. تيلور هم چنين به كميت بيشتر از كيفيت توجه ميكرد، تفكري كه امروز به سرعت رو به اضمحلال است.

پيتر دراكر در جاي ديگري ميگويد ” ديدگاههاي تيلور شايد با معيارهاي مديريت جديد غير انساني و ناقص به نظر برسند ولي او نخستين كسي بود كه به جاي پذيرفتن وضع موجود درباره معناي واقعي كار كردن به صورت جدي انديشيد”

در اروپا نخستين گامها در راه علم مديريت تقريبا همزمان با تيلور توسط يك فرانسوي به نام هنري فايول (H. Fayol) (1841-1925) برداشته شد. بر خلاف تيلور، فايول معتقد بود كه روح يگانگي و صميميت در هر سازماني جزء ضروري كار است. فايول همچنين فعاليتهاي يك سازمان تجاري را به شش عامل تقسيم بندي كرد:تكنيكي، بازرگاني، مالي، امنيتي، حسابداري و مديريتي. او معتقد بود كه وظايف مديريت عبارتند از: برنامه ريزي(Planning)، سازمان دهي(Organizing) ، فرماندهي(Command)، هماهنگي (Coordinating)و كنترل(Control) . (تا به امروز نيز اين وظايف به عنوان پذيرفته شده ترين نظريه سنتي مورد استفاده است)

لوتر گيوليك  (L. Gulik) از ديگر صاحبنظران مكتب كلاسيك است كه وظايف مديريتي را به هفت گروه تقسيم ميكند. از نظر وي وظايف مديران عبارتند از:

  • برنامه ريزي (Planning)
  • سازماندهي (Organizing)
  • به كار گماردن (Staffing)
  • راهنمايي كردن (Directing)
  • هماهنگ كردن (Coordinating)
  • گزارش دادن (Reporting)
  • بودجه بندي(Budgeting)

وظايف مذكور در قالب عبارت اختصاري POSDCORB معروف شده است.

 

شكستن تابوي مديريت

مديريت علمي در پي آن بود كه تنها آن بخش از انرژي و آگاهي انسان كه براي انجام يك امر خاص به درد ميخورد به كار افتد. اين مديريت همچنين تابويي از مديريت را مي پروراند كه معمولا رابطه كمي با واقعيت برقرار ميكرد. اما مديران هميشه هم مثل ماشين بي عيب و نقص نيستند. نظريه پرداز ديگري به نام هنري مينتزبرگ در سال ۱۹۷۳ در كتابي كه منتشر نمود بسياري از نظرگاههاي مستحكم قديمي را كنار گذاشت.

طبق يافته هاي مينتربرگ مديران كساني هستند كه پيوسته گرفتار موضوعات .و بحران هاي گوناگون اند و بايد توجه داشت كه آنها نيز به هر حال انسان هستند. تجزيه و تحليل هاي بعدي از رفتار مديران به سمتي رفت كه جنبه هاي نرم تر شخصيت آنها را نيز در برگرفت. بدين ترتيب مدير ديگر تنها يك آقا بالاسر ديكتاتور منش نيست.

الگوي مينتر برگ در خصوص كار مديريتي به طور كلي شامل سه دسته عمده ميشود كه در درون هر كدام مدير يك سري از نقشهاي مديريتي  را ايفا ميكند. وي بر اين باور بود كه علي رغم تفاوت سازمانها و مديران اين نقشها در كار مديران مشترك است:

الف_ نقشهاي ارتباطي

ب- نقشهاي ارتباطي

ج- نقشهاي تصميم گيري

هر يك از اين سه گروه عمده نيز شامل نقشهايي ميشوند كه به طور كلي ده نقش مديريتي را تشكيل ميدهند.

نظريه مينتربرگ آغاز رويكردي جديد در علم مديريت با عنوان نظريات رفتار – مديريتي است . در مقاله ديگري به اين نظريات مي پردازيم.

 

منابع :

  • ديدگاههاي كليدي در مديريت – اتوارت كرينر – ترجمه محمد علي حسين نژاد – دفتر پژوهشهاي فرهنگي (۱۳۸۱)
  • شايستگي هاي مديريتي – وفا غفاريان- سازمان مديريت صنعتي (۱۳۷۹)
  • نظريه سازمان، مديريت و علم مديريت- ابوالفضل صادق پور– مركز آموزش مديريت دولتي (۱۳۷۷)

 

متن کامل مقاله سير تاريخي مديريت به مثابه علم

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)