آموزش مهارت های نرم مدیریت و رفتار سازمانی

خانه » منو میانی » کارآفرینی و توسعه کسب و کار » اصول مدیریت » سوء مدیریت – دلیل شماره یک خروج کارکنان توانمند
سوء مدیریت – دلیل شماره یک خروج کارکنان توانمند
020202

 تاکنون از مدیر و مدیریت تعاریف بسیاری مطرح گردیده است و هر یک از متفکران علم مدیریتی بر اساس مکتب و جهان بینی خود، تعریفی از آن نموده اند. اما در بیشتر این تعاریف آنچه فصل مشترک و مورد اتفاق علمای مدیریت می¬باشد، آن ¬است که مدیر کسی است که بتواند با روش های آگاهانه و بهره مندی از شیوه های از پیش طراحی شده از امکانات مادی و معنوی یک سازمان جهت تحقق اهداف آن سازمان گام بردارد.

اما اگر شخصی که رهبری مجموعه ای را بر عهده دارد به جای رعایت ضوابط و اصول لازم مدیریت از هواهای نفسانی و اغراض شیطانی تبعیت کند نه تنها در تحقق اهداف سازمانی موفقیتی ندارد بلکه مجموعه خود را به سمت بیراهه¬ای سوق می¬دهد که شکست و ناکامی سازمان تحت الامر خود را در پی خواهد داشت.

در این نوشتار سعی بر آن است به اجمال به برخی از آفت­ها و موانعی که باعث ناکامی مدیریت در یک سازمان میشود، اشاره شود:

  • خودپسندی

خودپسندی و غرور در نهاد آدمی اولا:ً قدرت پذیرش هر گونه انتقادی را از انسان سلب می کند و شخص هیچ  آینه ای را که ایراد و اشکالات او را نمایان کند، در برابر خود برنمی تابد و ثانیا:ً از چاپلوسی و تعریف و تمجید نابجای اطرافیان خوشنود و خرسند میگردد.

مدیری که موفقیت مجموعه تحت الامر خود را خواهان است، باید بیش از هر چیز به سلاح اندیشه، معرفت و درایت عمیق مسلح باشد تا دچار آفت نخوت وخودخواهی نگردد و سازمان خود را به گونه ای مطلوب و هدفمند هدایت و رهبری نماید؛ چنان که امیر بیان علی(ع) فرمود: «اعجاب المرء بنفسه دلیل علی ضعف عقله؛(۱) خودپسندی انسان، نشانه کم خردی اوست». از این رو مدیر باید با تفکری عمیق و بینشی ژرف، آفت مهلک عجب و کبر را در خود بمیراند و از آن رهایی یابد.

  • اجبار و تحکم

تجربه به خوبی ثابت کرده است هیچ مدیری نتوانسته از طریق اعمال قدرت و حاکمیت مستبدانه کارها خود را با کیفیت به پیش برد؛ چرا که این کار باعث مقابله پنهان و آشکار زیردستان و خشم خداوند خواهد شد. حضرت علی(ع) فرمود:«ایاک و التجبر علی العباد الله فان کل متجبر یقصمه الله؛(۲) از تحکم و زورگویی بر بندگان خدا بپرهیز؛ زیرا خدا هر زورگو گردنکشی را در هم می شکند».

مدیری که گمان می کند با شیوه های مستبدانه بهتر می تواند راه را به سوی هدف بپیماید، باید بداند که آفت استبداد نه تنها کلیه امکانات را تلف می کند، بلکه مانع هرگونه خلاقیت و پیشرفتی در کارکنان می گردد. امام علی(ع) در اشاره به این معنا فرموده¬است:«فان القلب اذا کره عمی؛(۳) هر گاه دل از روی اجبار و اکراه به انجام کاری واداشته شود، کور می شود».

  • منت نهادن

شخص منت گذار در مَثَل مانند باغبانی است که پس از تلاش و رنج فراوان درختی را تا مرحله ثمردهی پرورش داده، آنگاه با تبر به قطع آن مبادرت می ورزد. خداوند در قرآن کریم منت گذاردن بر دیگران را موجب بطلان عمل می داند و می فرماید:«یا ایهاالذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی؛(۴) ای اهل ایمان! صدقات خود را به وسیله منت نهادن و آزردن دیگران باطل نسازید».

مدیر کارآمد همواره می کوشد که تلاش های کارکنان را در مسیر تحقق اهداف سازمانی ببیند و از آنها سپاسگزاری کند، اما اقدامات و کارهای نیکی را که برای آنها انجام داده است، فراموش کند.

  • از دست دادن موقعیتها

آن که تشخیص صحیح و به موقعی از موقعیت ها ندارد، نه تنها موقعیتی در مدیریت به دست نخواهد آورد، بلکه استعدادها و امکانات موجود را نیز از بین خواهد برد.

نبی اکرم اسلام در این باره می فرماید:«الامور مرهونه بأوقاتها؛(۴) کارها در گرو زمان خود است».
مدیرانی که موقعیت ها را نمشناسند و در انجام کارها پیش از فرارسیدن زمان آن با عجله دست به کار می شوند یا آن قدر حوصله به خرج می دهند که وقت آن میگذرد، هرگز نمی توانند مدیر مؤثر و مفیدی باشند.

  • عدم دقت در کارها

از دیگر آفات مدیریت،بی دقتی در کارهاست؛ زیرا مدیری که در انجام کارها دارای روحیه انتظام و دقت کافی نیست و معمولاً به ظاهرسازی و تصنع کاری کشیده می شود، همه امکانات سازمان و حیثیت مدیریتی خود را در معرض نابودی قرار می دهد.

امیرالمؤمنین علی(ع) یکی از یاران نزدیک خود به نام «حارث همدانی» را این طور مورد خطاب قرار می دهد: «واحذر کل عمل اذا سئل عنه صاحبه انکره أو اعتذر منه؛(۵) بپرهیز از هر عملی که اگر از انجام دهنده اش پرسند، آن را انکار کند و یا اگر قابل انکار نباشد، مجبور به عذر خواهی میگردد».

  • تقدم رابطه بر ضابطه

هر گاه فضای مدیریت، آلوده به شکستن ضوابط و زیر پاگذاشتن قانون گردد و روابط جای ضوابط را بگیرد، چنین مدیری از مدار حق خارج گشته و به آفاتی چون: بی انصافی، ستمگری و خیانت مبتلا خواهد شد.
مدیر باید همه همت خویش را در اجرای ضابطه ها صرف کند؛ زیرا سستی و احیاناً بی اعتنایی به ضوابط نه تنها او را به عنوان فرد خودمحور و قانون شکن معرفی می کند، بلکه از نظر روانی روحیه قانون شکنی را در میان همکاران خود تقویت می کند.

  • جدایی از مردم

برای بعضی از مدیران، مسند مدیریت به منزله حصاری است که بین آنها و مردم کشیده می شود و این گونه به جای حلقه های ارتباط و اتصال، حفره¬ها و خندق¬های وحشتناکی در میان مدیریت و مردم به وجود می آید. پیامد سوئی که این حالت به دنبال دارد آن است که قضاوت ها و اظهارنظرها در حوزه مدیریت تا حد زیادی اعتبار خود را از دست خواهد داد، زیرا در چنین فضایی تصمیم ها بدون آگاهی از واقعیت های موجود گرفته می شود و راه را برای بروز انحراف در متن سازمان به وجود خواهد آورد.

در نامه گهربار حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر در مورد حق طبقات پایین مردم نیز سفارش بسیاری گریده است؛ آنجا که می فرماید:«(ای مالک)همواره بخشی از وقت و نیروی خود را برای حاجتمندان قرار ده و جلسه های عمومی با ایشان بگذار ودر آن برای خدایی که تو را آفریده است فروتنی کن.

:سایر مطالب مرتبط

مدیر خود شیفته – عدم پذیرش بازخورد

سير تاريخي مديريت به مثابه علم

اثر لوسیفر – روان شناسی قدرت

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)